قرار بود کربلا یک روز عقب بیفتد!
کربلا یک خصوصیت شگرف دارد و به قول امروزی ها یک پارادکسی شگفت، این پارادکس عجیب در کربلا خواندن و راندن است، از یک طرف اباعبدالله(ع) می خواند، از یک طرف می راند. از یک طرف در پی کسانی

است که آن ها را به خودش متصل کند از یک طرف در را باز گذاشته که هر کس که می خواهد برود. می گوید، من بیعتم را از شما برداشتم. حتی توصیه می کند که اگر می توانید دست این ها را که اطرافم هستند بگیرید و ببرید. دشمنان با من کار دارند. جالب است از نظر تاریخی بدانید، درست شب عاشورا، اباعبدالله (ع) شب عاشورا حضرت حبیب را می فرستد که بروید اقوام نزدیک بنی اسد را اگر می توانید جذبشان کنید. حضرت حبیب می رود ۹۰ نفر را جمع می کند، ۹۰ نفر آماده می شوند که بیایند به حضرت اباعبدالله (ع) کمک کنند.
امیدی به دنیا و آخرت این افراد نیست

ما در زندگی با افراد زیادی ارتباط داریم که قطعا باید ملاک و معیارهایی داشته باشند تا روابط درستی داشته باشیم. امام رضا(علیهالسلام) پنج صفت را ذکر میکنند که اگر کسی این صفات را نداشته باشد، طبق فرمایش امام، از دنیا و آخرت چیزی ندارد.
عن الرضا(علیهالسلام):
«خمـسٌ مـن لـم تکـن فیه فلا تـرجـوه لشـىءٍ مـن الـدنیـا و الاخـرة من لم تعرف الوثاقه فى ارومته و الکرم فى طباعه و الرصانة فى خلقه والنبل فى نفسه و المخافة لربّه .
امام رضا(علیهالسلام) فرمود:
پنج صفت است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باشید.
۱ـ کسى که در نهادش اعتماد نبینى .
۲ـ کسى که در سرشتـش کَرم نیابـى .
۳ـ کسـى که در آفرینشـش استـوارى نبینى .
۴ـ کسى که در نفسش نجابت نیابى .
۵ـ کسى که از خدایش ترسناک نباشد .
حال بیاییم و صادقانه این صفات را در خود تطبیق دهیم و ببینیم که کدام یک از این صفات در ما وجود دارد و کدام یک نیست و تلاش کنیم آن صفاتی که در ما وجود ندارد را در خود به وجود بیاوریم.
تحف العقـول، ص ۴۴۶ .